رهبر انقلاب فرمودند: «در ۳۵ سال اخیر کمکهای ایران به برادران مسلمانان، غالباً به برادران اهل سنت بوده است.» برگزیده‌ای از مصادیق این حمایت‌ها را برگرفته از بیانات و اقدامات رهبر انقلاب در قالب اینفوگرافیک مشاهده می کنید.

از اختلافات مذهبی عبور کردیم + اینفوگرافیک
 

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: اختلافات مذهبی پاتوق پرتقالی

تاريخ : شنبه 20 دی 1393 | 20:27 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

بازم اولا کارنامه‌ها یه نمره ای توش داشت!!

 


الان خوب بد عالی داره!!!!!

 


فکر کنم تو نسل بعدی از این شکلک ها داشته باشه!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالینمره قدیماشکلک

تاريخ : دو شنبه 15 دی 1393 | 23:47 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

فراموش نکنیم هیچ انسانی کامل نیست...

افکار منفی پایه های زندگی را سست میکند...

سخت نیست وقتی در زندگی دچار شک و تردید میشویم...

چشمهایمان را ببندیم و به خاطرات شیرین با هم بودن فکر کنیم...

یادمان نرود...

زیبا ببینیم...

و زود قضاوت نکنیم...

خدا هم با همه ی دانایی اش...

بعد از مرگ راجع به انسانها قضاوت میکند...


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیخداذهنقضاوتخاطره

تاريخ : دو شنبه 15 دی 1393 | 23:11 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

هرگز صدایت را به روی همسرت بلند نکن...

زن ذاتاً جنسِ ظریفی دارد...

آسان ترمیم نمیشود...

اگر ترک بخورد...

مراقب دلش...

مراقب چشمهایش باش...

زن شیشه ای ترین خلقت خداست...


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیزنترکخشونت

تاريخ : دو شنبه 15 دی 1393 | 23:9 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

پاک نبودن گناه نیست...

به پاکی دستهای خدا شک داشتن گناهه...

همون خدایی که همیشه با یه لبخند منتظرمونه...

دستاش همیشه رو به سمت ما بازه...

همون خدایی که هرگز شبیه آدما...

مهربونیاشو به رخمون نمیکشه...

یه وقتایی لازمه به بعضی ها...

که خالی از احساسن...

محترمانه بگیم:...

"لطفا تقاضای محبت نکنید ، حتی شما دوست عزیز"...


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیمحبتپاکی

تاريخ : دو شنبه 15 دی 1393 | 23:7 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

آن روز که میروم مرا میفهمی

با گریه و اشک و غم مرا میفهمی

دلتنگ من و خیال من خواهی شد

آن روز که کمّ و کم مرا میفهمی

 

 


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیمردنقدر دانستن

تاريخ : دو شنبه 15 دی 1393 | 23:4 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار            

 

که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم...........

الهی و ربی من لی غیرک 

اللهم اغفرلی کل ذنب اذنبته


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: الهی آبرو خطا

تاريخ : یک شنبه 14 دی 1393 | 22:21 | نویسنده : بانوی پرتقالی |


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: حجاب عفاف کفش آقای قرائتی

تاريخ : یک شنبه 14 دی 1393 | 22:18 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین " . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.

سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!

نتیجه اخلاقی :

اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.

و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است.

سوم اینکهبدانیم دنیا پر از این تناقضات است.

پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیغنیمتداشته هاسگارزشنابغه

تاريخ : یک شنبه 14 دی 1393 | 2:13 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

چند ثانـیه به نقطه کوچک سیاه رنگ وسط عکس بطور ثابت نگاه کنید. یعنی تا زمانی که بافرینگ پایین تصویر بطور کامل پر شود. بعد از طی این چند ثانیه عکسی سیاه و سفید ظاهر میشود ولی جالب اینجاست که تا زمانی که نگاهتان بطور ثابت بر روی نقطه سیاه رنگ متمرکز است،شما این عکس را رنگی میبینید!

 

              


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیعکسرنگیدیدنخطای دید

تاريخ : یک شنبه 14 دی 1393 | 1:53 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
همیشه در بچگی دخترها عاشق عروسک ها هستند ...
 
و پسرها عاشق مردان غول پیکر ...
 
ولی نمی دانم چه حکمتی است که وقتی بزرگ می شوند ،
 
دختر ها عاشق مردان غول پیکر میشوند و
 
پسرها عاشق عروسک ها ... !
 

موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیعروسکغول پیکر دخترپسر

تاريخ : یک شنبه 14 دی 1393 | 1:51 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

طلوع نزدیک است اگر بخواهیم

ظهور تو زیباتر از ظهور همه‌ی زیبایی‌هاست

چشم به راه زیباترین بهاریم

خدایا انتظار چقدر دیر می‌گذرد

با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را

بیایید همه منتظر آمدنش شویم


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: تبریک ولایت امام زمان پاتوق پرتقالی

تاريخ : پنج شنبه 11 دی 1393 | 19:3 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

سه تا زن توی تصادفی کشته شدن و سه تاشون رفتن بهشت!
دمِ درِ بهشت مامور نگهبان گفت:
شما آزادید هر کاری بکنید ، تنها قانون اینجا اینه که : روی اردک ها پا نذارین!
زنها قبول کردن و رفتن توی بهشت.
خیلی زیبا و سرسبز بود ولی همه جا پر از اردک بود!
همونجا اولین زن پاش رفت روی یه اردک و ازدک له شد...
مامور نگهبان همون لحظه همراه با یه مرد خیلی بدقیافه اومد و گفت :
تو قانون رو نقض کردی و برای تنبیهت باید تا ابد با این مرد بمونی ...


فردا اون روز ، زن دوم پاش رفت روی اردک و مامور نگهبان سریع اومد و همراهش یه مرد زشت دیگه بود و گفت :
توام قانون رو نقض کردی و باید تا ابد با این مرد بمونی برای تنبیه ...


زن سوم که اینا رو دیده بود خیلی ترسید و حواسشو جمع کرد که پاشو روی اردک ها نذاره!
چند ماه همینجوری گذشت که یه روز نگهبان با یه مرد فوق العاده خوش تیپ و زیبا اومد!نگهبان رو به زن کرد و گفت : شما باید تا ابد پیش همدیگه بمونید ...


زن که توی عمرش همچین مردی ندیده بود با ذوق از مرده پرسید :
واااای من نمیدونم چیکار کردم که پاداشم تو هستی ..!


مرده گفت : منم چیزی نمیدونم ! فقط میدونم که یه اردک رو له کردم ...

موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیاردکبهشتزشت

تاريخ : پنج شنبه 11 دی 1393 | 3:35 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

مرد در حال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر4 ساله اش تکه سنگی برداشته و بروی ماشین خط می اندازد. مرد با عصبانیت دست کودک را گرفت و چند مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود دربیمارستان کودک به دلیل شکستگی های فراوان انگشتان دست خود را ازدست داد. وقتی کودک پدر خود را دید با چشمانی اکند از درد از او پرسید:

پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند؟

مرد بسیار عاجر و ناتوان شده بود نمیتوانست سخنی میگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت وشروع کرد به لگد مال کردن ماشین..وبا این عمل کل ماشین را ازبین برد وناگهان چشمش به خراگشیدگی که کودک ایجاد کرده بود خورد که نوشته بود:               (دوستت دارم پدر)..


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیپدرآچاردوست داشتنپسر

تاريخ : پنج شنبه 11 دی 1393 | 3:30 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه برید.

در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون را نبوسید.

در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نَگید.

و خلاصه …

در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالینفی عملمعلولفرزندمجردمعشوق غرور

تاريخ : چهار شنبه 3 دی 1393 | 1:6 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز

بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابی خوردند
قبل نوشیدن چای،
همه از خوبی من میگفتند
ذکر اوصاف مرا،
که خودم هیچ نمی دانستم
نگران بودم من،
که برادر به غذا میل نداشت
دست بر سینه دم در استاد و غذا هیچ نخورد
راستی هم که برادر خوب است
گر چه دیر است، ولی فهمیدم
که عزیز است برادر، اگر از دست رود
و سفرباید کرد،
تا بدانی که تو را میخواهند
دست تان درد نکند،
ختم خوبی که به جا آوردید
اجرتان پیش خدا
عکس اعلامیه هم عالی بود،
کجی روبان هم،
ایده نابی بود
متن خوبی که حکایت می کرد
که من خوب عزیز
ناگهانی رفتم
و چه ناکام و نجیب
دعوت از اهل دلان،
که بیایند بدان مجلس سوگ
روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم
ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز
که بدانند همه،
ما چه فامیل عظیمی داریم
رخصتی داد حبیب،
که بیایم آنجا
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را میدیدم
همه آنهایی،
که در ایام حیات،
نمی دیدمشان
همه آنهایی که نمی دانستم،
عشق من در دلشان ناپیداست
واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
و از همه خوبیهام
و به خانم ها گفت:اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر
سینه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
” مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم”
راستی این همه اقوام و رفیق
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم!


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیمجلس ختمدوستروح

تاريخ : چهار شنبه 3 دی 1393 | 1:3 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

در وجـــود هــــر زن ،
دخـتـربـچـه ای چــهارسـالـه بـبـیـن
کـه از تـو فـقـطــ مـــــهـربـانـی و تـوجـه مـی خـواهـد ،
در آغـوشـش بـگـیـر ، نـوازشـش کـن …
خـیـالـش را راحـت کـن کـه هـسـتـی ، جـایـی نـمـی روی ،
طـوری رفـتـار کـن کـه اطـمـیـن…ـان حـاصـل کـنـد
زن هـای دیـگـر بـرایـت مـــــــهـم نـیـسـتـنـد !!
وقـتـی بـا نـگـرانـی مـسـیـر نـگـاهـت را دنـبـال مـی کـنـد
بـرگـرد و بـه لـبـخـنـدی مــهـمـانـش کـن و بـگـو ، بـه زبــ ـان بـیـاور :
” مـن فـقـطــ تــــــو را مـی بـیـنـم”..


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیزن

تاريخ : چهار شنبه 3 دی 1393 | 1:1 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

شک دارم که خالق دانه های انار

زندگی مرا بی نظم چیده باشد . . .


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیانارنظم

تاريخ : سه شنبه 2 دی 1393 | 23:50 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

فرق بین کشورهاى فقیر و غنى در قدمت آن کشورها نیست.
به طور مثال به هند و مصر نگاه کنید که بیش از ٢٠٠٠ سال قدمت دارند ولى فقیرند.
ولى ازسوى دیگر، کشورهاى کانادا، استرالیا و زلاندنو ١۵٠ سال پیش وجود نداشتند ولى امروز جزء کشورهاى پیشرفته و غنى هستند.

  • فرق بین کشورهاى فقیر و غنى در وجود منابع طبیعى نیست.
    به طور مثال، ژاپن را در نظر بگیرید. کشور کوچکى که ٨٠٪ آن کوهستانى است و براى کشاورزى و دامپرورى مساعد نیست امّا دومین اقتصاد دنیا را در اختیار دارد. این کشور مثل یک کارخانه عظیم شناور است که مواد خام از سراسر جهان به آن وارد می‌شود و محصولات صنعتى از آن به سراسر جهان صادر می‌‌‌گردد.
    کشور سوئیس، مثال دیگرى است که در آنجا کاکائو کاشته نمی‌‌‌شود ولى بهترین شکلات‌هاى دنیا را دارد. در این کشور کوچک، فقط ۴ ماه از سال دامپرورى و کشاورزى صورت می‌‌‌گیرد ولى محصولات لبنى با بهترین کیفیت تولید می‌‌‌‌گردد.
  • فرق بین کشورهاى فقیر و غنى در هوش افراد آن‌ها نیست.
    هنگامى که مدیران و کارشناسان کشورهاى غنى با همتاهاى خود در کشورهاى فقیر ارتباط برقرار می‌‌‌‌کنند درمی‌‌‌یابند که تفاوت مهمى از نظر هوشمندى بین آنان نیست.
  • فرق بین کشورهاى فقیر و غنى در رنگ پوست و نژاد نیست.
    مهاجرانى که از کشورهاى فقیر به کشورهاى غنى آمده‌اند به خوبى قدرت خلاقه خود را نشان داده‌اند. 

    پس فرق آن‌ها در چیست؟

    • تفاوت در نگرش و طرز فکر مردم آن‌هاست که طى سال‌ها از طریق آموزش و فرهنگ جا افتاده و شکل گرفته است.
    • تحلیل رفتار مردم در کشورهاى غنى و توسعه یافته نشان می‌‌‌‌دهد که اکثریت مردم آن‌ها از اصول زیر در زندگی‌‌‌شان پیروى می‌‌‌‌کنند:

      1- اخلاقیات، به عنوان یک اصل اولیه
      2- یکپارچگى
      3- مسئولیت‌پذیرى
      4- احترام به قانون و مقررات
      5- احترام به حقوق شهروندان دیگر
      6- عشق به کار
      7- تمایل به پس‌انداز و سرمایه‌گذارى
      8- وقت‌شناسى
      9- تمایل به کارهاى قهرمانانه
    • امّا در کشورهاى فقیر، تنها اقلیت کوچکى از این اصول اولیه در زندگى روزمره‌شان پیروى می‌‌‌کنند.

     

    علت فقیر بودن ما کمبود منابع طبیعى یا ناسازگارى طبیعت نیست.
    علت فقیربودن ما در نگرش و طرز فکر خود ما نهفته است.
    در ما عزم جدّى براى پیروى و آموزش این اصول کارکردى جوامع غنى و توسعه یافته وجود ندارد.
    اگر کشور خود را دوست دارید این مطلب را به دیگران نیز برسانید.


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیغنیفقیرپیشرفت

تاريخ : سه شنبه 2 دی 1393 | 23:39 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیهوشچهرهتصویر

تاريخ : سه شنبه 2 دی 1393 | 23:34 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
زن که باشی ترس های کوچکی داری!

از کوچه های بلند

از غروب های خلوت

و از خیابان های بدون عابر می ترسی....!

از صدای متورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف...

در کوچه پس کوچه ها می چرخند میترسی!

از بوق ماشین هایی که روز های گرم تابستان...

جلوی پاهایت ترمز می کنند

و تو فقط چهره ادم هایی را می بینی

که در چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند.....!

زن که باشی ترس های کوچکی داری

به بزرگی همه ی بی عدالتی هایی که...

به جرم زنانگی محکومت می کنند...

و همیشه این تویی که مقصری

 

 


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیزنزنانگیتقصیر

تاريخ : سه شنبه 2 دی 1393 | 23:15 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

فقط تو ایرانه که تا از بی پولی حرف میزنی 

میگن : خدا رو شکر سالمی

وقتی تصادف  میکنی دهنت سرویس میشه میگن :

خدا رو شکر کن زنده ای !

وقتی هم میمیری میگن :

خدا رو شکر راحت شد!


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیخدا ایران

تاريخ : سه شنبه 2 دی 1393 | 2:43 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

وقتی همسرمون وارد منزل میشه...

مهم نیست کاری که داریم چقدر مهمه...

 باید بریم سمتش و با محبت نگاش کنیم...

حتّی شده با یه لبخند ساده بهش خوش آمد بگیم...

اونوقت ببینیم که همسرمون در جواب این مهربونیمون...

چه کارها که برای آرامش ما نمیکنه...

چه گذشت ها که نمیکنه...

چه عشق ها...


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیهمسرعشق

تاريخ : یک شنبه 23 آذر 1393 | 2:11 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

غذای همسرت شور یا سوخته هم بود...

بی اخم کردن....

بی غر زدن...

عاشقانه بخور...

شاید حواسش پیش تو بوده...

اتفاق است دیگر...

پیش می آید...


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیهمسر عشقغذا

تاريخ : یک شنبه 23 آذر 1393 | 2:7 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

همایش زنانه با عنوان عاشقانه زندگی کنید (آخر خنده)

همایش زنانه با عنوان عاشقانه زندگی کنید (آخر خنده)

یک همایش برای خانم ها با عنوان چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود، توی این همایش از خانمها سوال شد که:

چه کسانی عاشق همسرانشون هستند؟

همه زنها دستاشون رو بالا بردن

سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟

بعضی ها گفتن امروز … بعضی ها گفتن دیروز… بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد

بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن: همسر عزیزم من عاشقت هستم
همه اینکار رو کردند

ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون اومد بود رو بلند بخونن

خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم

برای دیدن این جواب ها به ادامه مطلب بروید

نظر فراموش نشه

 


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: جالب, همایش, آخر خنده, آنتی فیس بوک, بیا توپاتوق پرتقالی

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 20 آذر 1393 | 1:12 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

 

خدایا بیا مرا دستگیر کن من سر تیم باند " تـرور یاد تو "در دلم هستم...!


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی

تاريخ : پنج شنبه 20 آذر 1393 | 1:7 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیزخورده بود و موهام دیده می شد

با لبخند گفتی: «موهات بیرونه ها خانومی!»

درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای

اطرافم تو خیابون انداختم.


شرم آور بود.

شوهراشون چه بی خیال.

««اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری»


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیخانومیتوشرم

تاريخ : پنج شنبه 20 آذر 1393 | 1:3 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

 


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیصهیونیسممبارزه

تاريخ : چهار شنبه 19 آذر 1393 | 23:57 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
تاريخ : چهار شنبه 19 آذر 1393 | 23:55 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
تاريخ : چهار شنبه 19 آذر 1393 | 23:54 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺟﻦ ﻧﻤﻰ ﺗﺮﺳﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻦ ﺍﺯ ﮔﺮﮒ ﻣﻰ ﺗﺮﺳﺪ !!

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﺷﺘﺮ ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻬﺶ ﻇﻠﻢ ﻛﻨﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﻴﻜﻨﻪ !!

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﻋﻘﺎﺑﻬﺎ ﺑﻤﺮﮒ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﻧﻤﻰ ﻣﻴﺮﻧﺪ

ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﺮﺿﻰ ﻛﻪ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﻧﺪ ﺧﻮﺩﻛﺸﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ !!!

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﺯﺭﺍﻓﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻓﻘﻂ ٩ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺑﺪ !!

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﻓﻴﻞ ﻭﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﮔﺮیه ﻣﻰ ﻛﻨﺪ!!!

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﺍﺳﺐ ﺍﮔﺮ ﺩﻣﺶ ﻛﻨﺪﻩ ﻳﺎ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﻣﻴﻤﻴﺮﺩ !!!

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻭﻗﺘﻰ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﻴﺸﻮﺩﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ !!!

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﺷﻴﺮ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻯ ﺧﺮﻭﺱ ﻣﻰ ﺗﺮﺳﺪ !!!

ﺁﻳﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ : ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﻋﻄﺴﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ ﻣﻴﺮﻭﺩ !!!

آیا ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ من ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺭ آﻭﺭﺩﻡ...!!

 


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیدانستنابتکارخنده

تاريخ : جمعه 14 آذر 1393 | 1:26 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

 


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیزباناشتراک

تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393 | 23:28 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393 | 23:10 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
استاد مغز نداره خخخخخخ



استادی دریکی ازدانشگاه های خارجی ب شاگردان میگوید:          بچه هاتخته رومیبینید?     
  همه میگن آره... 

   میگه منو میبینید...

    میگن اره...

   لامپ رومیبینید?  

   میگن اره ...    

میگه خدا رومیبینید?  

   میگن نه...  

   میگه پس خداوجودنداره...         
یه ایرانی بلندمیشه میگه بچه هامنومیبینید:

    میگن اره...

    میگه تخته رومیبینید...          میگن اره

میگه مغزاستاد رومیبینید:
  میگن نه...
    میگه پس استادمغزنداره...        
 ب افتخار وجود خدا کپی کن باغیرت


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیاستادخداشاگردمغز

تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393 | 23:6 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
تاريخ : چهار شنبه 28 آبان 1393 | 16:27 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
تاريخ : چهار شنبه 28 آبان 1393 | 16:23 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
تاريخ : چهار شنبه 28 آبان 1393 | 16:21 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

عکس و تصویر فرمانده کل قوا..

امروز ارتش یکى از مردمى‌ترین نهادهاى کشور ماست. بین نهادهاى گوناگونى که ساختار کشور و نظام را تشکیل داده‌اند، وقتى ارتش را نگاه میکنیم، مى‌بینیم یکى از نزدیکترین به آحاد مردم، به تمایلات مردم، به احساسات مردم، و یکى از نزدیکترین به کمک به حرکت عمومى مردم است.


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیارتشنهادعمومیرهبری

تاريخ : چهار شنبه 28 آبان 1393 | 16:7 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
جزیره سرسبز و پر علف استکه در آن گاوی خوش خوراک زندگی می‌کند. هر روز از صبح تا شب علف صحرا را می‌خورد وچاق و فربه می‌شود. هنگام شب که به استراحت مشغول است یکسره در غم فرداست.آیا فرداچیزی برای خوردن پیدا خواهم کرد؟ او از این غصه تا صبح رنج می‌برد و نمی‌خوابد ومثل موی لاغر و باریک می‌شود. صبح صحرا سبز و خُرِّم است. علفها بلند شده و تا کمرگاو می‌رسند. دوباره گاو با اشتها به چریدن مشغول می‌شود و تا شب می‌چرد و چاق وفربه می‌شود. باز شبانگاه از ترس اینکه فردا علف برای خوردن پیدا می‌کند یا نه؟لاغر و باریک می‌شود. سالیان سال است که کار گاو همین است اما او هیچ وقت با خودفکر نکرده که من سالهاست از این علف‌‌زار می‌خورم و علف همیشه هست و تمام نمی‌شود،پس چرا باید غمناک باشم؟  نظر تان چیست

موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیجزیره گاولاغر چاق

تاريخ : چهار شنبه 28 آبان 1393 | 16:4 | نویسنده : بانوی پرتقالی |

پروفسور با بسته  سنگینی وارد کلاس شد

و بار سنگین خود راروبروی دانشجویان   خود روی میز گذاشت.

وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار

بزرگ از داخل بسته برداشت   و شروع به پر کردن آن با چند

توپ گلف کرد.

سپس  از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟

و همه دانشجویان موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل

شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین

مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛   سپس دوباره

از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.

بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه

ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه

محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی

بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.

در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت:

" حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این

شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین

چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان-

چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها

باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.

اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل تحصیتان، کارتان، خانه تان و ماشينتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند-

مسایل خیلی ساده."

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید،

دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه،

درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی

چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی

و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه.

به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین.

با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.

همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست.

همیشه در دسترس باشین.

.....

اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً

برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین.

بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان

قهوه چه معنی داشتند؟

پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط

برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که

زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگي

شلوغ هم ، جائي برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "


موضوعات مرتبط: صفحه اصلی
برچسب‌ها: پاتوق پرتقالیگلفاهمیتپروفسورشاگردزندگی

تاريخ : چهار شنبه 28 آبان 1393 | 15:55 | نویسنده : بانوی پرتقالی |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب شیمی
  • وب سمفونی
  • وب قالب بلاگفا
  • وب رفتن